أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
252
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) 14 . فتح رى و اصفهان چون نهاوند به دست مسلمين فتح شد و غنايم بىشمار به دست مسلمانان آمد و لشكر اسلام را به مال و متاع و اسب و سلاح استظهارى تمام روى داد ، امير المؤمنين عمر ( رضى ) به فكر ولايت رى ( 253 ) و دشت پى ( 254 ) افتاد و در آن معنى نامهاى نوشت به عمّار بن ياسر در كوفه بدين مضمون : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من عبد اللّه عمر ، اين نامهاى است به سوى عمّار ياسر . امّا بعد ، حمد و ثناى خداى عزّ و جلّ كه وعدهء خويشتن راست كرد و فتح و فيروزى اسلام را نصيب كرد و كفّار را منكوب و مخذول گردانيد . اى بندگان ، خداى تعالى را حمد و ثنا گوييد و شكر نعمت او تعالى را به جاى آريد بدانچه ملك و ولايت دشمنان شما را به شما داد و مالهاى ايشان را روزى شما گردانيد . پس ، توكّل بر فضل و كرم او كنيد ؛ فنعم المولى و نعم النصير . چون اين نوشتهء من اى عمّار ، به تو رسد آن را بر مسلمانان بازخوان و ايشان را بر نصرت و ظفر الاهى وعده ده ؛ و هو خير الناصرين . پس ، لشكر كوفه را عرض كن و از جملهء قبايل ايشان ده هزار مرد كار برگزين و ايشان را به عروة بن زيد الخيل الطّائيّ [ 298 ] بسپار كه امارت اين لشكر به دو دادهايم و او را به جانب ولايت رى و دشت پى روان كن ؛ باشد كه خداى تعالى آن ولايت به دست او فتح كند ؛ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . چون خطاب امير المؤمنين عمر به عمّار ياسر رسيد و بر مضمون آن واقف شد ، منادى فرمود و مردمان را به مسجد جامع بخواند . چون جمع شدند ، خطاب امير المؤمنين را بديشان نمود و ايشان را بر جهاد اهل رى ترغيب داد : همهء قوم به رغبت تمام اجابت كردند . ايشان را عرض داد ، ده هزار مرد تمام شدند . عروة بن زيد الطائيّ را طلب نمود و آن لشكر به دو سپرد و به جانب ولايت رى روان ساخت . عروه اطاعت نموده ساختهء كار شده با آن لشكر به جانب رى متوجّه گشت . عروه چون به حلوان رسيد ، جرير بن عبد اللّه البجلّى با هشت هزار مرد در حلوان بود و آن ولايت را محافظت مىكرد . عروه دو روز نزد جرير بماند تا لشكر بياسود . پس ، به جانب همدان روان شد . چون به نزديكى همدان رسيد ، يكى از سرهنگان اعاجم با لشكر
--> [ ( 298 ) ] ب . ل . چ : عروه بن زيد .